عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

مقدمهء مصحح 32

زبدة التواريخ ( فارسى )

معرفت تبديل ملل و نحل تا بر حسنات اقدام و از سيئات اجتناب و انحذار نمايد . « اما موضوع علم تاريخ : حوادث عالم كون و فساد است از آن روى كه در سلسلهء امكان بر چه وجه و در چه وقت صدور يافته‌اند . چه موضوع هر علمى آن است كه در آن علم بحث از اعراض ذاتى او باشد و براهين عقلى برين علم قائم نيست ، بلكه محسوس و مشاهد است . پس ، به حقيقت ، علم تاريخ و معرفت امم سالفه و دانستن اسباب دول و ملل ماضيه است ؛ و علمى شريف و معتبر است به تخصيص كسى را كه صدق رغبت در اكتساب حمد و مدح و ذكر جميل عاجل باشد و طالب ذكر باقى بود . بيت سخن به كه ماند ز ما يادگار * كه ما برگذاريم و او پايدار پس عاقل بايد كه حيات ابد در بقاى ذكر جميل شناخته و دانسته باشد تا چون مناقب محسن و مثالب مسى بخواند و مدح و قدح خاكيان بشنود و بر حسن و قبح اقوال و افعال واقف و مطلع گردد ، به نيكوكاران مقتدى شود و از اضداد معرض گردد ( و التوفيق من الله الخير ) . ذكر فوايد دانستن تاريخ « فايدهء مطالعهء تواريخ و قصص و حكايات و اخبار و آثار پادشاهان ماضى آن است كه خير و شر و نفع و ضرر گذشتگان معلوم شود ، و به سيرت نيكان اقتدا و اهتدا نمايند و از گفتار و كردار ايشان اعتبار و انزجار يابند . چه ، سخن خوب و كلام مرغوب و محبوب در سمع مستمعان منصف همان اثر دارد كه قطرهء باران نيسان در دهان اصداف و درر و شعاع خور در خاك مثمر و هركه را نصيب دنياوى بيشتر - چون پادشاهان و امرا و وزرا و مدبران اشغال خطير و متصرفان اعمال جليل - فوائد ايشان از مطالعهء تواريخ زيادت ، تا از وقوع حوادث و حدوث وقايع غافل نشوند ، و از محذورات و مكروهات در كنف امن و سلامت مصون مانند . ديگر ، انواع حيل و تزوير كه وظايف جنگ و معركه باشد از مكر و مكيدت امرا ، و غدر و خديعت